ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
147
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
بعد از توصيف زنان باكو باز برگرديم به نفت اين شهر : درست در ته خليج كوچك و روبهروى نقطهى انتهايى دماغهى بايلوف « 1 » هميشه ابرهاى غليظى از دودهى سياه موج مىزند . اينجا جايگاه چورنى - گرود « 2 » يا شهر سياه و محل تمركز پالايشگاههاى نفت است . يك اردو كارگر بومى در اين پالايشگاهها كار مىكنند تا نفت خام را بعد از يك رشته دستكارىها و عمليات شيميايى - كه البته كارهاى بسيار دقيق و عجيبى هستند ، ولى تشريح جزئيات فنى آن موجب ملال خواننده خواهد شد - به كرازين ، بنزين ، گازولين ، تبديل كنند . نفت كه با فوران بخار به گرد تبديل مىشود ، تنها مادهى سوختنى است كه در اين كارخانهها مصرف مىشود . البته منابع نفت در چورنى - گرود نيست ، بلكه در فلات بالاخانه قرار دارد . لولهها كه اغلب از روى زمين كشيده شده است اين مايع گرانبها را به جايگاههاى تقطير در شهر سياه و يا در سوراخانى منتقل مىكنند . در فلات بالاخانه چاههاى بىشمارى كنده شده است و سر همهى آنها را با ديوارهاى بسيار بلند و سياه ، به شكل هرمى كه سر و ته آن را بريده باشند ، پوشاندهاند و از دور منظرهى خيالى يك قبرستان زيرزمينى بسيار وسيع را پيدا كرده است . صنعت نفت فراز و نشيب فراوانى پشت سر گذاشته و در حال حاضر نيز با بحرانهاى شديد روبهرو است . تا اول ژانويه سال 1873 [ اول ذيعقده 1289 ه ق ] دولت آن را به صورت انحصار به اجاره مىداد . در زمان اين حكومت فعاليت تقريبا هيچ بود و عمليات استخراج و بهرهبردارى با ابزارآلات ناكافى و به روشهاى كاملا ابتدايى انجام مىگرفت . گذشته از همهى اينها فروش و صدور نيز تقريبا امكان نداشت . خوشبختانه الغاى انحصار به اين وضع زيانبخش پايان داد . ماشينهاى بخار در فلات بالاخانه به كار افتادند و ميزان استخراج بالا رفت . پالايشگاههاى جديدترى ، مجهز به ابزارآلات پيچيدهى محصول علوم جديد ، توسط آقايان ميرزايف « 3 » ، نوبل « 4 » ، كوكورف « 5 » و جاكلى « 6 » نصب شدند و به راه افتادند . در نتيجه ، به جاى ميزان استخراج ناچيز يك دفعه حجم توليد بالا رفت و موجب بحران شد . بهاى نفت از چهل و پنج كوپك به سى كوپك ، حتى
--> ( 1 ) . Bailof ( 2 ) . Tchorny - Gorod ( 3 ) . Mirzoiew ( 4 ) . Nobel ( 5 ) . Kokoroff ( 6 ) . Djakalli